خرید بک لینک
یه قانونی هست که میگه: وقتی وقتت کمپلت آزاده -------> حس هیچی نیس .. زیپ ذهن کشیده میشه .. حوصله کم .. و ....... وقتی وقت خالی کم داری ------> هرچی حرف و موضوع متفاوت و جای بحث دار هست تو ذهن جولان میده .. انرژی زیاد .. دل از رنگارنگای بچگی گرفته تا سفر خارجی همه چی میخاد .. از مورچه جلو در تا ریاست جمهوری امریکا همه چی جذاب میشه .. و ....... باید به ایده هام جامه عمل بپوشونم .. باید به اهدافم برسم .. باید که بتونم .. حتی اگه یکم دیر . فک کنم از هفته بعد بازم سرم خلوت شه ... "من عاشق دعا کردنم ... لطفا شما هم منو دعا کنید ."

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت: 14:12

1. احساس میکنم خوب نخوندم ، ادا کردن مطالبم مشکل داشت ..

2. صدام کلفتتر از حالت عادی شده :)

3. کاش با یه آهنگ بی کلام ترکیب میکردم .

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت: 14:12

از همه جا هم ناامید شدیم ، یادمون نره خدا همیشه و همه جا هست .. امدادهای غیبی تو زندگی همه تجربه میشه ...

برچسب: کیفیت شعار نیست,شعار آذربایجان ایران نیست,گشاد گشاد شعار نیست, نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت: 14:12

اصالت !! چقد مهمه ؟؟ خوبه ؟؟ اصلا مهمه ؟؟ چطور میشه اصیل بودن رو تشخیص داد ؟؟ دیروز دقایق آخر کلاس , استاد رو به من: توجه کردین که من همیشه رو رفتار شما دقیق میشم ؟؟ من: چی بگم زیاد نه .. استاد: یک اصالت رفتاری دارین ک جالبه یک اصیل بودن به روز شده و درعین حال ناب .. حس فکر کردن نداشتم . لبخند زدم .. * یکی از مزایای زندگی در محیط عمومی مثل خوابگاه: -----> آدم به خودش امیدوارتر میشه :) زندگی که هزار باره بود .. بار دیگر تو .. بار دیگر توو ...

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 0:36

وارد اتاق شدم ... هندزفری گوشش بود ... بعد نیم ساعت نشستم رو تختم ... حس گرفته بود ... دستش رو مشت کرده بود و بالا پایین میکرد ... دیگه سرشم تکون میداد ... نگاش میکردم و لبخند میزدم ... داد زد: هندزفری رو درآرم گوش بدی ؟؟ ... اوهوم ... . . . خواننده میگفت: خونه اتون مورچه داره ؟؟ خونه اتون مورچه داره ؟؟ پرسیدم: مامور بهداشته ؟؟ - نه (خندید) + محیط زیست ؟؟ - نهه (خنده محکم تر) + سم پاش ؟؟ - عه نههه (قهقه) +پس چی ؟؟ * هوای ما جالبه :) بعضی وقتا تو یه مسیر 60 کیلومتری میشه 4 فصل و حتی پنجمین فصل رو هم دید :) ** تازه رسیدم خونه , شاید فردا یه چیز مناسب برا "گوگولی بلاگر" پیدا کنم ..

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 0:36

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 0:36

بعضی وقتا خوبه بیخیال باشیم .. سرخوشی های الکی رو بچسبیم .. یه پاستیل بشه دلخوشی روزانه .. یا یا یا اصلا خیلی خوب میشد , حتی شده یه مدت کوتاه اونقدی بی دغدغه بودم و درون بچگونه داشتم که هیچی برام مهم نباشه , دقیقا مثل رفتار روزمره ام که 90 درصد فکرا و حسای مبهمم پشت یک دنیا شیطنت و لوس بازی و کوچه ای پشت کوچه های تصوراتم گم میشن :)چقد جالبه که میتونم راحت خودمو لو بدم , به زبون بیارم ...خیلی کیف میده تمام حرفایی که فک میکردی روت نمیشه رو با آرامش بگی . بعدش با لبخند بگی: ببخشید من یکم رکم ...از یه رِنج سنی به بعد قانون های زندگی زیادتر میشن ...( -- !!! ==== ++++++ ********** ==== !!! -

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 2:27

بارون و برف قاطی شده , تکلیف مشخص نیس بالاخره بارونه یا برف ؟؟

مامان: پری غذا خوردی ؟؟ .. لباس گرم بپوش .. دستکش با خودت بردی ؟؟ .. هد بخر سرت سرما میخوره .. دلت تنگ شده آره ؟؟ .. اومدنی واست آش میپزم .. آهان چتر چی ؟؟ .. مواظب خودت باش و ...
من : مااااامااان چشم چشم .
بابا : پول ریختم کارتت ..
من : الهی فدای ددی خوشگلم بشم من :)


برچسب: هوا سرد شده, نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 22:36

ابوالفضل: خانم تو رو خدا ازم بپرسید ٫ بزرگ شدم چ کاره میشم ؟؟

آبجی: خب بگو عزیزم ..

ابوالفضل: خانم اجازه . طبل زن مسجدمون !

من: عجب بچه تاثیرپذیری :)

برچسب: قرارداد کرسنت چه بود, نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:51

اگر قرار بر یک انتخاب ٬ از نوع بایددار باشه ٬ کدام ؟؟ اونکه دوستت داره یا اونکه دوستش داری ؟؟ گزینه هیچ کدام موجود نیست ٬ ترکیب هر دو هم موجود نیست :) + یک پست بی دلیل ٬ شاید بخاطر کنجکاوی * ** پاییز زمستانی بالاخره زهرش رو ریخت .. سرماخوردنم گواهی است بر این عناد .. .

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:51

مهندسی کنترل (اوگاتا)

یکم انتظارم فراتر از این بود :)

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:51

یکدانه نه ولی دردانه چرا .. دردانه ای اخمو , دردانه ای مهربون , ی دردانه جذاب با تمام خوبی و بدیاش .. دردانه ها هم بزرگ میشن , شاخ و برگ دار میشن , بعضی دردانه ها یاد میگیرن فقط زلال باشن با گلای شاد , اینقدی غرق در خط سفید و صاف میشن ک یادشون میره شاید , ی روزی دوست دردانگیاشون دیو بشه , ی دیو دوسر , ی دیو مخوف و سیاه , ی دیو ک تو دو دقیقه ای ک لباش کلماتی رو جابجا میکنه , تو هر پایین و بالا رفتن لباش , تصورات دردانه له میشه , کسی ک سالها براش رنگای شاد داشته رفته رفته سیاه و کدر میشه . تمام حسرت ندیدنا , غصه دلتنگیا رنگ عوض میکنه . لعنت میفرسته به ساده نگاه کردناش ... "چ

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 2:51

صفحه بندی